الشيخ رسول جعفريان
247
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
باطن نقل كنيم : و بايد كه ايشان [ انبيا و امامان ] به علم واقع مكلّف نباشند ، و در تكاليف ظاهره با ساير ناس شريك باشند ، چنانچه ايشان در باب طهارت و نجاست اشياء و ايمان و كفر عباد به ظاهر مكلف بودند و اگر به علم واقع مكلف مىبودند ، بايست كه با هيچ كس معاشرت نكنند ، و همه چيز را نجس دانند و حكم به كفر اكثر عالم بكنند ، و اگر چنين مىبود حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله دختر به عثمان نمىداد و عايشه و حفصه را به حبالهء خود در نمىآورد . پس حضرت امام حسين عليه السّلام به حسب ظاهر مكلف بود كه با وجود اعوان و انصار با منافقان و كفار جهاد كند و با وجود بيعت زياده از بيست هزار كس و وصول زياده از دوازده هزار نامه از كوفيان بىوفا ، اگر تقاعد مىورزيد و اجابت ايشان نمىنمود ، ايشان را به ظاهر بر حضرت ، حجّت بود و حجّت الهى بر ايشان تمام نمىشد . « 1 » تقسيم ظاهر و باطن و تفكيك آنها از يكديگر ، امرى است كه بسيارى از متكلمان شيعه پذيرفتهاند . استاد مطهرى - رحمة الله عليه - با اشاره به آنكه آگاهيهاى تاريخى تنها غير قابل اطمينان بودن اين سفر را اثبات مىكند ، مىنويسند : در عين حال اين جهت منافات ندارد با جهت ديگر و آن اين كه امام در يك سطح ديگرى كه سطح معنويت و امامت است مىدانسته كه عاقبت به كربلا نزول خواهد كرد و همانجا شهيد خواهد شد . « 2 » اين مطلبى است كه براى آقاى صالحى قابل قبول نيست . به باور او اين سخن كه كسى بگويد : امام حسين عليه السّلام هم مىدانست قبل از رسيدن به كوفه در كربلا شهيد مىشود و هم در همان حال تصميم داشت در كوفه تشكيل حكومت بدهد » منجر به اين مطلب خواهد شد كه « تصميم رفتن به كوفه و عدم تصميم رفتن به كوفه در آن واحد در قلب امام حاصل شده است و اين همان اجتماع نقيضين است كه در هيچ سطحى ممكن نيست . »
--> ( 1 ) . مجموعه رسائل اعتقادى علامهء مجلسى ، صص 201 - 200 ( 2 ) . حماسهء حسينى ، ج 3 ، ص 189